تبليغاتX
اقیانوس

اقیانوس

به نام آنکه آشنایی را در نگاه , دوستی را در محبت و جدایی را در اشک آفرید...

 

من چي قبول ميشم؟

اين ليست رشته هايي است كه من انتخاب كردم.

با توجه به اينكه رتبه ي من 3158 منطقه 2 در رشته ي رياضي فيزيك شده من در انتخاب چندم قبول ميشم؟

دوستان عزيز خواهشمندم كه در قسمت نظرات اين پست تنها شماره ي اولويت را بنويسيد و در صورت داشتن نظري در مورد كل وبلاگ و مباحث ديگر ميتوانيد از پست هاي قبلي وبلاگ استفاده نماييد.

به شخصي كه بتواند درست حدس بزند يك هديه ي زيبا تقديم ميشود...!

 

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت6:39توسط سعید | |

 

زير باران بودم ، همره غم تنها

چشم زيبايت گشت در مه شب پيدا

با دوچشمت گفتم : بي خبر از مائي

ازغروب و باران حال ما جويايي؟

هيچ ميگويي او زير باران تنهاست

ياد داري گفتي : با تو باران زيباست

تو كه گفتي هر شب در خيالم هستی

سرخي چشمانت داده بر من مستي

حال زير باران به كه هم آغوشي؟

زير باران با او باده هم مي نوشي؟

چشمت آرام چكاند فقط قطره شبنم

لحظه اي باريد او مثل باران نم نم

مثل باران ، نه كه چون سيل در جوش و خروش

با غم چشمانت رفت از سر ، هم هوش

قطره قطره اشك بر رخم بوسه نواخت

تا كه بگشودم چشم ، قلبم از غصه گداخت

گفتم : اي سنگين دل ، تو نبار بر حالم

شيشه را مي شكند سنگ اشكت يارم

چشمت از غصه به من ، خيره ماند و حيران

گفت : زير باران بي تو ام سرگردان

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت22:23توسط سعید | |

 

 

ترا من زهر شيرين خوانم اي عشق

كه نامي خوش تر از اينت ندانم.

وگر هر لحظه رنگي تازه گيري

به غير از " زهر شيرينت " نخوانم

 

 تو زهري ، زهر گرم سينه سوزي

تو شيريني كه شور هستي از تست

شراب جان خورشيدي كه جان را

نشاط از تو ، غم از تو ، مستي از تست

 

به آساني مرا از من ربودي

درون كوره ي غم آزمودي

دلت آخر به سرگردانيم سوخت

نگاهم را به زيبايي گشودي

 

بسي گفتند: " دل از برگير!

كه نيرنگ است و افسون است و جادو! "

ولي ما دل به او بستيم و ديديم

كه اين زهر است اما!....نوشداروست!

 

چه غم دارم كه اين زهر تب آلود

تنم را در جدايي ميگدازد

از آن شادم كه در هنگامه ي مرگ

غمي شيرين دلم را مي نوازد

 

اگر مرگم به نامردي نگيرد

مرا مهر تو در دل جاوداني است

وگر عمرم به ناكامي سر آيد

ترا دارم كه مرگم زندگاني است

**" فریدون مشیری "**

+نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت4:24توسط سعید | |